روانشناسی بزرگسال

نشانه های طلاق عاطفی چیست ؟ (۷ علامتی که باید جدی بگیرید)

طلاق عاطفی به کودک می آموزد که عشق همراه با سکوت ، تنش و تنهایی است .

طلاق عاطفی چیست ؟

طلاق عاطفی حالتی ست که در آن یکی از زوجین یا هر دو نفر متوجه می شوند که ازدواج دیگر نیازهای آنها را برآورده نمی‌کند. در این حالت آنها از نظر قانونی متأهل هستند اما احساس انزوا، سردی و جدایی عاطفی از یکدیگر دارند . در واقع صمیمیت ، ارتباط و دلبستگی عاطفی به تدریج از بین رفته اما ساختار ازدواج همچنان پابرجاست . طلاق عاطفی زمانی رخ می‌دهد که آنها در یک خانه زندگی می‌کنند و وظایف زناشویی خود را انجام می‌دهند اما جدایی جسمی، روانی، ذهنی و معنوی بین همسران رخ داده است . کیفیت رابطه زناشویی، سلامت روان افراد متأهل را تعیین می‌کند و طلاق عاطفی می تواند اثرات بسیار نامطلوبی بر سلامت روان افراد درگیر داشته باشد و باعث افسردگی ، اضطراب و احساس تنهایی شدید شود .علاوه بر این، وخامت رابطه زناشویی باعث از دست دادن اعتماد، احترام و عشق نسبت به همسر می‌شود و به جای ایجاد روابط مثبت و حمایت از یکدیگر، زوجین به گونه‌ای رفتار می‌کنند که منجر به آسیب روانی یا جسمی، احساس شکست یا عزت نفس پایین در دیگری می‌شوند و هر دو همسر سعی می‌کنند تقصیر را در شخص دیگر پیدا کنند. زوج‌هایی که طلاق عاطفی را تجربه می‌کنند اغلب فقدان صمیمیت، بی‌تفاوتی نسبت به احساسات همسر و فاصله عاطفی را نشان می‌دهند. پیامدهای طلاق عاطفی بر سلامت روان زوجین ممکن است بسیار شبیه به پیامدهای طلاق رسمی باشد.

نوبت بهترین روانشناسان و روانپزشکان ایران در وب سایت نوبت دهی آیم طب

نشانه های طلاق عاطفی چیست ؟

  • جنگ سرد دائمی  : سکوت و اجتناب جایگزین گفت‌وگوی واقعی می شود و بین زوجین به جای جر و بحث ، یک سکوت و بی‌اعتنایی سنگین حاکم است. و رفتارهایی مانند نگاه نکردن به هم، پاسخ‌های تک‌کلمه‌ای، و بی‌توجهی عمدی به احساسات طرف مقابل، نشانه این جنگ سرد هستند.
  • فرار از مشکلات به جای حل آنها : هر بار که استرس یا مشکلی پیش می‌آید، شما و همسرتان نمی‌توانید با هم همکاری کنید. یا از مشکل فرار می‌کنید (اجتناب) یا هر کس تنها به فکر خودش است و احساس می‌کنید در بحران‌ها، کاملا تنها هستید .
  • غرق شدن در افکار منفی : مدام در حال نشخوار فکری هستید یا برعکس، تمام احساساتتان را خیلی شدید سرکوب می‌کنید و طوری رفتار می‌کنید که انگار هیچ مشکلی وجود ندارد.
  • با هم بودن از سر اجبار، نه عشق  : تنها چیزی که شما را کنار هم نگه داشته، ترس از قضاوت دیگران، فشار خانواده، یا شرایط اجتماعی است، نه علاقه و صمیمیت.
  • تبدیل شدن بحث‌ها به مشاجرات شدید  : هر گفت‌وگویی به سرعت به سرزنش، حمله و یادآوری گذشته تبدیل می‌شود و هیچ‌کدام حاضر به شنیدن یا درک طرف مقابل نیستید. هدف، برنده شدن در بحث است، نه حل مشکل.
  • زندگی در دو دنیای جدا : · تعاملات مبتنی بر وظیفه و نقش‌های رسمی می‌شود و هر کدام در جهان مجزای خودش زندگی می‌کند و برنامه‌ها، دغدغه‌ها و اولویت های جداگانه دارند و یک سوءظن و بی‌اعتمادی عمیق جایگزین اطمینان و شفافیت شده است .
  • احساس خالی‌بودن و فرسودگی عاطفی : رابطه دیگر انرژی و گرمایی به شما نمی‌دهد. احساس خلاء، بی‌تفاوتی و تنهایی شدید می‌کنید، حتی وقتی کنار هم هستید. این حالت اغلب با علائم افسردگی (بی‌حوصلگی، ناامیدی)، اضطراب و استرس مزمن همراه است و عزت‌نفس شما را از بین می‌برد.

طلاق عاطفی در مردان چه علائمی دارد ؟

در یک ازدواج، اگر یکی از زوجین از نظر عاطفی در دسترس نباشد، می‌تواند منجر به احساس انزوا، تنهایی، نیازهای برآورده نشده، عدم صمیمیت و احساسات دشوار در دیگری شود. این احساسات جنبه‌های اساسی یک رابطه هستند و بنابراین اگر اتفاق نیفتند، مشکل‌ساز می‌شوند. مردها اغلب هیجانات خود را به شکل دیگری بروز می دهند ، برخی مردان در طلاق عاطفی ممکن است برعکس، تظاهر به عادی بودن کنند و حتی بیش‌ازحد مؤدب و رسمی رفتار کنند، اما این رفتار نشانه فاصله گرفتن عاطفی است، نه صمیمت.

  •  بی‌تفاوتی و انفعال عاطفی: دیگر برای رابطه، اتفاقات روزمره یا احساسات همسرش انرژی نمی‌گذارد.
    · به گفتگوهای عمیق یا حل تعارضات پاسخی مانند «هرچه تو بگویی» یا «حوصله بحث ندارم» می‌دهد.
  •  فرار از ارتباط و سکوت مداوم: گفتگوها را کوتاه می‌کند یا با مشغله‌های کاری/تفریحی زیاد از خانه دور می‌ماند.
  •  انتقاد و بی‌احترامی پنهان: ممکن است به شکل پرخاشگری غیرمستقیم رفتار کند، مثلاً همیشه دیر کند، قول‌های کوچک را فراموش کند یا با کنایه صحبت کند.
  • احساس قربانی بودن: ممکن است مدام احساس کند که درک نمی‌شود .
  • تمرکز افراطی روی کار یا سرگرمی‌های فردی:  ساعت‌های طولانی در محل کار می‌ماند یا وقت آزادش را تنها با دوستان، ورزش یا بازی‌های ویدیویی پر می‌کند تا از فضای خانه دور باشد.
  • اجتناب از صمیمیت فیزیکی و عاطفی: تماس فیزیکی (در آغوش گرفتن، بوسیدن، رابطه زناشویی) به شدت کاهش می‌یابد یا به کلی قطع می‌شود.
  • عدم مشارکت در زندگی مشترک: در تصمیم‌گیری‌های مهم خانواده (مالی، تربیت فرزندان، برنامه‌ریزی آینده) بی‌علاقه است.
  • دفاعی شدن در برابر هر انتقاد: کوچکترین اشاره به مشکل را به عنوان «حمله» می‌بیند و بلافاصله موضع دفاعی می‌گیرد یا موضوع را تغییر می‌دهد.
  •  افزایش تحریک‌پذیری و خستگی مزمن: حتی در موقعیت‌های خنثی، زودرنج و عصبانی به نظر می‌رسد و انرژی کمی برای تعامل دارد.

طلاق عاطفی در زنان چه نشانه هایی دارد ؟

زنان وقتی در مدیریت امور خانه خود را تنها میبینند و یا نیازهای عاطفی خود راتامین نشده می بینند به تدریج دچار فاصله در رابطه می شوند. نارضایتی جنسی از همسر و عدم بازگویی به خاطر مسائل فرهنگی نیز به تدریج زنان را به سمت تنهایی در رابطه می برد .

  • احساس نا امیدی نسبت به حل مشکلات
  • کاهش درخواست ها و صحبت کردن فقط در باره فرزندان و امور روزمره
  • بی تفاوتی نسبت به موفقیت های یا شکست های کاری همسر
  • ایجاد فاصله فیزیکی به طور ناخوداگاه

طلاق عاطفی و تاثیر آن بر ذهن و روان زنان

اصلی ترین علت های طلاق عاطفی چیست ؟

طلاق عاطفی می‌تواند ناشی از آسیب‌های گذشته، خلق و خوی طبیعی یا هنجارهای فرهنگی باشد. نارضایتی جنسی طرفین از همدیگر و دخالت خانواده ها در جزئی ترین مسائل زندگی مشترک یکی دیگر از دلایل طلاق عاطفی است . طلاق عاطفی وقتی ایجاد می شود که یکی از افراد احساساتش را ابراز نمی کند و تمایل به کناره‌گیری در هنگام درگیری‌ها دارد . نا امید شدن از حل مشکلات با طرف مقابل نیز دلیل دیگری ست . برای بهبود ارتباط عاطفی باید هر دو جنبه ذهنی و عاطفی مورد بررسی قرار بگیرد و در یک محیط حمایتی احساسات عمیق تر مورد بررسی قرار گیرند .

تحمل زندگی به خاطر فرزندان و وابستگی مالی یکی دیگر از دلایل طلاق عاطفی ست و باعث میشود افراد از ترس آبروی خانواده ها به سمت طلاق رسمی نروند .

در دسترس نبودن عاطفی شما برای همسرتان ممکن است ناشی از مکانیسم‌های دفاعی عمیقی باشد که در پاسخ به آسیب‌ها یا تروماهای گذشته ایجاد شده‌اند. شاید با موقعیت‌هایی روبرو شده‌اید که ابراز خود واقعی‌تان منجر به طرد یا بی‌تفاوتی از سوی کسانی شده است که قرار بوده از شما مراقبت کنند. ممکن است در محیطی بزرگ شده باشید که نشان دادن آسیب‌پذیری دلسردکننده یا حتی تنبیه‌کننده بوده است. این می‌تواند منجر به ایجاد چیزی شود که روانشناسان آن را «خود کاذب» می‌نامند . با گذشت زمان، برای محافظت از خود در برابر درد این تجربیات، ممکن است قلب شما به عنوان وسیله‌ای برای محافظت از خود، شروع به بسته شدن کرده باشد.در این حالت بعد از گذشتن از سالهای اولیه ازدواج ، ((سندروم همزیستی موازی ))بین شما و همسرتان ایجاد میشود . یعنی به ظاهر در کنار هم زندگی می کنید اما هر کدام در فضای درونی خودش غرق است و فضای روانی که مختص هر رابطه ای در ازدواج است وجود ندارد .

 

آیا طلاق عاطفی قابل درمان است ؟

رضایت زناشویی یکی از مهمترین عوامل تعیین کننده سلامت روان، ثبات عاطفی و موفقیت زناشویی است. اختلافات زناشویی مداوم منجر به اختلال در عملکرد رفتاری و عاطفی افراد می‌شود و بنابراین دلیل محکمی برای دریافت مداخلات سلامت روان از سوی متخصصان است. ایجاد ارتباط دوباره بین زوجین کلید اصلی نجات رابطه است و زوج‌درمانگر می‌تواند راهی برای ارتباط دوباره در یک ازدواج فراهم کند. یک درمانگر می‌تواند محیطی را برای هر دوی شما فراهم کند تا احساسات خود را ابراز کنید و در عین حال راهنمایی‌هایی را برای بهبود صمیمیت عاطفی ارائه دهد. مهم‌تر از همه این است که باید به  هم زمان بدهید. اگر هر دوی شما متعهد به حل این مشکل هستید، بدانید که این مشکل یک شبه حل نخواهد شد. پیشرفت برای افراد مختلف متفاوت خواهد بود. به تغییرات کوچکی که رخ می‌دهد توجه کنید ، معمولاً ابتدا تغییرات کوچک هستند و سعی کنید شریک زندگی خود را برای آن تغییرات کوچک تشویق کنید.

تاثیر طلاق عاطفی بر کودکان چگونه است ؟

زمانی که والدین درگیر طلاق عاطفی هستند ، کودکان در محیطی پرتنش اما ساکت رشد می‌کنند که می‌تواند از تنش مخرب‌تر باشد.این اتفاق نه تنها بر زوجین تأثیر می‌گذارد، بلکه تأثیر عمیقی بر فرزندان نیز می‌گذارد و می‌تواند طیف وسیعی از احساسات را از سردرگمی و خشم گرفته تا غم و اضطراب ایجاد کند. ثبات عاطفی نقش مهمی در توانایی کودک برای مقابله با شرایط بحرانی ایفا می کند. آشفتگی روابط والدین می‌تواند احساس امنیت کودک را مختل کند و منجر به احساس اضطراب و عدم اطمینان شود.

  • احساس فقدان، خشم، سردرگمی و اضطراب ممکن است در کودکان دیده شود. کودکان برای تخلیه احساسات خود نیاز به کسی دارند که با او صحبت کند و به او خوب گوش دهد .
  • طلاق عاطفی باعث الگوسازی رابطه ناسالم در کودکان می شود ، کودکان، الگوی “هم‌خانگی بدون عشق” را به عنوان روابط آینده یاد می‌گیرند.زندگی در محیطی پر از سکوتِ خصمانه یا جر و بحث، ممکن است در آینده آنها را به سمت روابط عاطفی آشفته سوق دهد
  • احساس اضطراب و ناامنی :  جو متشنج خانه، دنیا را برای کودک غیرقابل پیش‌بینی می‌کند. این امر می‌تواند منجر به اختلالات اضطرابی، شب‌ادراری یا کابوس‌های مکرر شود.
  •  نقص در دلبستگی ایمن : همچنین ممکن است کودکان دچار دلبستگی ناایمن یا مشکلات هویتی شوند. این کودکان در بزرگسالی ممکن است یا بسیار وابسته شوند یا از صمیمیت ترس داشته باشند .
  • احساس گناه و حس مقصر بودن :  این احساس گناه، تأثیر بسیار رایجی در کودکان است، ا فسردگی، استرس و سایر مشکلات سلامتی در کودکان دیده می شود. فراهم کردن زمینه مشاوره برای کودک تا نقش خود را در این وضعیت درک کند، می‌تواند به کاهش این احساس گناه کمک کند.
  • مشکلات تمرکز و افت عملکرد مدرسه: استرس ناشی از تنش خانگی، ظرفیت شناختی کودک را کاهش می‌دهد. ممکن است در درس‌ها عقب بیفتد یا انگیزه‌اش را از دست بدهد.
  • رفتارهای پرخاشگرانه یا گوشه‌گیرانه: بعضی کودکان خشم خود را در مدرسه یا میان همسالان بروز می‌دهند و بعضی دیگر کاملاً در خود فرومیروند و منزوی می‌شوند.
  • افزایش خطر افسردگی و اختلالات روان‌تنی: تجربه طولانی‌مدت استرس در خانه، می‌تواند سیستم عصبی را تحت تأثیر قرار داده و آسیب‌پذیری در برابر بیماری‌ها را افزایش دهد.

درگیری مخرب بین والدین شامل رفتارهایی مانند پرخاشگری فیزیکی و کلامی، خصومت و تهدید است. محققان معتقدند کودکانی که هنگام وقوع درگیری والدین احساس تهدید زیادی می‌کنند و قادر به مقابله نیستند، در صورت تکرار درگیری ممکن است دچار اضطراب شوند. کودکانی که تمایل به سرزنش خود دارند، ممکن است دچار کمبود عزت نفس یا علائم افسردگی شوند.

آیا بچه دار شدن باعث طلاق عاطفی میشود ؟

حدود 30 سال است که محققان بررسی کرده‌اند که داشتن فرزند چگونه بر ازدواج تأثیر می‌گذارد و نتایج نشان می دهد ، رابطه بین همسران پس از به دنیا آمدن بچه‌ها آسیب می‌بیند. محققان با مقایسه زوج‌های دارای فرزند و بدون فرزند دریافتند که میزان کاهش رضایت از رابطه برای زوج‌هایی که فرزند دارند تقریباً دو برابر زوج‌های بدون فرزند است. در صورتی که بارداری برنامه‌ریزی نشده باشد، والدین تأثیرات منفی بیشتری بر رابطه خود تجربه می‌کنند.

احساس جدایی بین زوجین پس از تولد نوزاد امری عادی است و به دلیل تغییرات بزرگ در سبک زندگی، نقش‌ها و اولویت‌های آنهاست درواقع  تمرکز والدین به سمت نوزاد تغییر می‌کند و زمان کمتری برای صمیمیت و ارتباط زوجین باقی می‌گذارد.

به مرور زمان و تطبیق والدین با شرایط جدید و کمک گرفتن از دیگران برای ایجاد فضاهای دو نفره رابطه بهبود می یابد .

تفاوت طلاق عاطفی با اختلافات عادی چیست ؟

در اختلافات عادی زن یا شوهر به دنبال راه حل برای مشکلات هستند ، رابطه عاطفی وجود دارد اگرچه کم و زیاد شود ولی  در طلاق عاطفی صمیمیت وجود ندارد و هنگام تنش به جای حل مشکل ، با سکوت ، بی تفاوتی و بی توجهی به خواسته های یکدیگر افراد از هم دورتر می شوند .

  • اختلافات عادی برای رابطه بسیار خوب است و باعث میشود مشکلات شناسایی شوند و زن و شوهر راجع به ابعاد مشکل با هم گفت و گو کنند .
  • در طلاق عاطفی مشکلات رابطه روی هم انباشته می شود و به تدریج زن و شوهر از حل مشکلات نا امیدتر می شوند
  • بعد از اختلافات عادی زن و شوهر به یکدیگر باز می گردند و رابطه باسازی می شود .
  • در طلاق عاطفی ، بی تفاوتی و پرخاشگری غیر مستقیم جایگزین حل اختلافات میشود . خشم در طلاق عاطفی با بی تفاوتی ابراز می شود و زن و شوهر نسبت به فعالیت های دیگری کاملا ابراز بی تفاوتی می کنند .

در نهایت باید بدانید که طلاق عاطفی موضوعی پیچیده است و به تدریج اتفاق می افتد ، برای پیشگیری از آن بهتر است نیاز های خود را ابراز کنید و درباره حل مشکلات با هم صحبت کنید و یا از زوج درمانگر و مشاوره خانواده کمک بگیرید .

برای دریافت نوبت بهترین مشاورران و زوج درمانگران به وب سایت نوبت دهی روانشناسی و روان پزشکی آیم طب مراجعه کنید .

گرد آورنده
الهام عباس پور
منبع
pmc.ncbi.nlm.nihhttps://health.clevelandclinic.org/https://mariafoggfamilylaw.co.uk/https://harbormentalhealth.com/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا