روانشناسی بالینی

افسردگی پنهان چیست ؟

افرادی که در ظاهر موفق و بی نقص به نظر می رسند اما در درون احساس پوچی و افسردگی عمیق دارند .

مفهوم «افسردگی کاملاً پنهان» چیست ؟ (Perfectly Hidden Depression)

افسردگی کاملاً پنهان یا PHD اصطلاحی است که دکتر مارگارت رابینسون رادرفورد برای توصیف افرادی به کار می‌برد که در ظاهر کاملاً موفق، قوی، منظم و بی‌نقص به نظر می‌رسند اما در درون با افسردگی عمیق، احساس پوچی و دردهای احساسی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. افسردگی پنهان پدیده‌ای روان‌شناختی ست که در آن افراد در ظاهر بسیار موفق و با عملکردبالا به نظر می‌رسند، اما درونی‌ترین دردهای خود را پنهان می‌کنند و از افسردگی رنج می‌برند. دکتر مارگارت رابینسون رادرفورد این مفهوم را به‌عنوان مکانیزمی برای کنار آمدن با شرایط معرفی می‌کند؛ در اغلب جوامع فشاری برای کامل به نظر رسیدن و حفظ تصویری بی‌نقص از توانایی ها و موفقیت ها وجود دارد. ریشهٔ این الگو اغلب در انتظارات اجتماعی، پویایی‌های خانوادگی و باورهای شخصی نهفته است و نتیجهٔ آن ترکیبی متناقض از موفقیت بیرونی و آشفتگی درونی است. افسردگی پنهان با نام‌هایی مثل افسردگی لبخندزن (Smiling Depression)، افسردگی مخفی یا افسردگی نقاب‌دار نیز شناخته می‌شود. فرقی نمی‌کند آن را چه بنامیم؛ این نوع افسردگی خطرناک است زیرا علائمش اغلب نامرئی یا نادیده گرفته می‌شوند. افراد مبتلا از بیرون شاد و سرزنده به نظر می‌رسند، اما در درون با رنج و ناراحتی شدیدی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. اتین افراد یاد گرفته اند که :

  • همیشه ظاهر قوی و مثبت داشته باشند
  • ضعف یا احساساتشان را پنهان کنند
  • در کار و روابط عالی عمل کنند
  • از کمک خواستن خجالت بکشند یا آن را نشانه شکست بدانند .

چرا این نوع افسردگی شکل می‌گیرد؟

افسردگی پنهان، صرفاً یک ویژگی شخصیتی یا بخشی از «کاراکتر» افراد نیست؛ بلکه واکنشی است به فشارهای بیرونی و باورهای درونی‌شده درباره ارزشمندی و عزت‌نفس.

این افراد بایستی از قیدوبند کمال‌گرایی رها شوند و خودِ واقعی‌شان را بپذیرند. با این کار، مسیر برای درک بیشتر، همدلی و حمایت از کسانی که با افسردگی پنهان دست‌وپنجه نرم می‌کنند، هموار می‌شود. طبق گفته دکتر رادرفورد، دلایل شکل‌گیری PHD شامل:

  • فشارهای اجتماعی برای «قوی و کامل بودن»
  • تربیت خانوادگی سختگیر یا احساسی بسته
  • ترس از قضاوت شدن
  • باور اینکه «احساسات نشانه ضعف است»

این افراد اغلب آموخته‌اند که: احساساتت را پنهان کن و فقط خوب عمل کن !

علائم فیزیکی افسردگی پنهان چیست ؟

۱. اختلالات خواب:
افسردگی پنهان گاهی باعث مشکلات خواب می‌شود؛ مانند سختی در به خواب رفتن، بیدار ماندن‌های مکرر، یا خوابیدن بیش از حد معمول.

۲. تغییرات اشتها:
ممکن است تغییراتی در اشتها مشاهده کنید که منجر به عادات غذایی غیرمعمول یا تغییرات ناگهانی وزن شود.

۳. دردهای جسمانی:
افسردگی می‌تواند به شکل دردهای جسمی بروز کند؛ مانند سردرد، کمردرد یا معده‌درد، بدون اینکه علت پزشکی مشخصی وجود داشته باشد.

۴. اختلالات سلامت:
علائم افسردگی ممکن است به ایجاد یا تشدید برخی مشکلات جسمانی کمک کند؛ مانند مشکلات قلبی‌–عروقی یا تضعیف سیستم ایمنی بدن.

درمان افسردگی پنهان توسط روانشناسان و روانپزشکان وبسایت نوبت دهی آیم طب

علائم رفتاری افسردگی پنهان چیست ؟

برخی نشانه‌های رفتاری وجود دارند که می‌توان آن‌ها را در فردی با افسردگی پنهان مشاهده کرد. این علائم را نباید نادیده گرفت:

۱. اضطراب اجتماعی و کناره‌گیری:
افراد افسرده معمولاً از فعالیت‌های اجتماعی دوری می‌کنند و از علایق و سرگرمی‌های قبلی خود فاصله می‌گیرند.

۲. رفتار تهاجمی:
بروز خشم یا عصبانیت شدید در واکنش به اتفاقات کوچک.

۳. تصمیم‌گیری‌های تکانشی:
مانند ترک ناگهانی شغل بدون پیدا کردن شغل جدید، رفتارهای جنسی پرخطر، یا انجام یک سفر ناگهانی برای «پیدا کردن خود» یا فرار از مشکلات.

۴. کاهش انگیزه:
افرادی که افسردگی خود را پنهان می‌کنند، اغلب بی‌انگیزه می‌شوند و برای انجام کارها یا فعالیت‌هایی که قبلاً از آن‌ها لذت می‌بردند، دچار مشکل می‌شوند.

۵. رفتارهای پرخطر:
از جمله مصرف مواد، خودآزاری، یا رانندگی خطرناک.


تفاوت «افسردگی کاملاً پنهان» با افسردگی معمولی چیست ؟

بیشتر افراد افسرده علائم آشکاری مثل غم شدید، گریه یا بی‌انرژی بودن نشان می‌دهند.
اما در PHD:

  • فرد شاد و موفق به نظر می‌رسد
  • کارهایش را خوب انجام می‌دهد
  • همه او را «قوی» یا «الگوی دیگران» می‌دانند
  • در عین حال درونی احساس خالی بودن، سرکوب احساسات و اضطراب پنهان دارد

در واقع نوعی پارادوکس (تناقض) شکل می‌گیرد:
ظاهرِ بی‌نقص + درونِ زخمی

مشاوره آنلاین و حضوری در وب سایت نوبت دهی روانشناسی و روانپزشکی آیم طب

پیامدها و خطرات افسردگی پنهان چیست ؟

چون این نوع افسردگی مخفی است:

  • معمولاً دیر تشخیص داده می‌شود
  • فرد به‌خاطر پنهان‌کاری، احساس تنهایی و شرم دارد
  • احتمال فرسودگی، فروپاشی احساسی یا حتی افکار خودکشی بیشتر می‌شود
  • روابط عاطفی و سلامت روانی آسیب می‌بیند

افراد مبتلا به افسردگی پنهان چه افکاری ممکن است داشته باشند ؟

داشتن افکار و باورهای منفی باعث می‌شود افراد افسرده، افسردگی خود را به دلیل انگ و قضاوت‌های اجتماعی پنهان کنند. آنها می‌ترسند که آسیب‌پذیری‌شان دیده شود یا برچسب بخورند، بنابراین دردشان را پشت لبخند، کار زیاد، یا رفتارهای ظاهراً معمولی مخفی می‌کنند.

۱. گفت‌وگوی درونی منفی:
«من بی‌ارزشم.»
«من یک شکست‌خورده‌ام.»
«هیچ‌چیز هیچ‌وقت درست پیش نمی‌رود.»

۲. احساس ناامیدی:
«اوضاع هیچ‌وقت بهتر نمی‌شود.»
«تلاش کردن چه فایده‌ای دارد؟»
«من خیلی خراب و آسیب‌دیده‌ام که درست شوم.»

۳. احساس گناه و شرم:
«همه‌اش تقصیر من است.»
«من سربار دیگران هستم.»
«من لیاقت دوست‌داشتن را ندارم.»

۴. ارزشمندی پایین:
«من به اندازهٔ کافی خوب نیستم.»
«چیزی برای ارائه ندارم.»
«وجود من اهمیتی ندارد.»

۵. ناتوانی در باور به توانایی‌های خود (خودکارآمدی پایین):
«هیچ کاری را درست انجام نمی‌دهم.»
«همه چیز را خراب می‌کنم.»
«من قادر به بهتر شدن نیستم.»

۶. احساس تنهایی یا انزوا:
«هیچ‌کس مرا درک نمی‌کند.»
«هیچ‌جا به من تعلق ندارد.»
«کسی را ندارم که به او تکیه کنم.»

۷. احساس گیر افتادن:
«در این زندگی وحشتناک گیر کرده‌ام.»
«هیچ راه خروجی وجود ندارد.»
«قدرت تغییر هیچ چیز را ندارم.»

۸. بدبینی نسبت به آینده:
«برنامه‌ریزی چه فایده‌ای دارد؟»
«آینده‌ام تاریک است.»
«همیشه بدترین اتفاق می‌افتد.»

۹. افکار مربوط به نبودن یا ناپدید شدن (افکار ناامیدی شدید):
«دیگران بدون من بهتر خواهند بود.»
«ای کاش می‌توانستم ناپدید شوم.»
«اگر نباشم، کسی متوجه نمی‌شود.»

۱۰. کوچک شمردن مشکلات:
«این که آن‌قدرها بد نیست.»
«باید خودم بتوانم از پسش بربیایم.»
«خیلی‌ها وضعشان از من بدتر است.»

ویژگی‌های اصلی افسردگی پنهان چیست ؟

۱. انکار یا سرکوب احساسات منفی
افراد مبتلا به PHD معمولاً احساسات ناخوشایند خود را کم‌اهمیت جلوه می‌دهند یا نادیده می‌گیرند. آن‌ها ترجیح می‌دهند تصویر مثبتی از خود حفظ کنند و از آسیب‌پذیر بودن دوری کنند.

۲. کمال‌گرایی افراطی
آن‌ها استانداردهایی غیرواقع‌بینانه برای خود تعیین می‌کنند و دائماً در تلاش برای رسیدن به توقعات غیرممکن هستند.

۳. فرار از خودآگاهی و بیان احساسات
به‌جای روبه‌رو شدن با مشکلات درونی، خود را با کار، موفقیت یا تأیید بیرونی سرگرم می‌کنند.
از کمک گرفتن نیز پرهیز می‌کنند، چون از قضاوت یا طرد شدن می‌ترسند.

مهمترین نشانه های افسردگی پنهان چیست ؟

افراد دچار افسردگی پنهان ممکن است:

  • احساس بی‌حسی یا پوچی داشته باشند (به‌جای غمگینی).
  • خستگی مداوم یا کاهش انرژی را تجربه کنند.
  • تحریک‌پذیر یا مضطرب باشند.
  • از سردردهای مداوم، معده‌درد یا دردهای بی‌دلیل شکایت کنند.
  • کم‌خوابی یا پرخوابی داشته باشند.
  • درگیر کمال‌گرایی افراطی، کار زیاد، یا مصرف مواد مخدر/الکل شوند.
  • از جمع فاصله بگیرند یا کارایی روزمره‌شان پایین بیاید.

این نشانه‌ها معمولاً می تواند شبیه استرس یا فرسودگی شغلی باشد نه افسردگی ، به همین دلیل تشخیص داده نمی‌شود.

چرا مردم افسردگی خود را پنهان می‌کنند؟

افراد به دلایل مختلفی نشانه‌های افسردگی خود را مخفی می‌کنند:

۱. ترس از قضاوت و انگ اجتماعی:
بسیاری از افراد به دلیل ترس از اینکه ضعیف، ناتوان یا ناموفق دیده شوند، دربارهٔ مشکلاتشان صحبت نمی‌کنند.

۲. تمایل به «عادی» یا عملکرد بالا نشان دادن:
برخی افراد علیرغم تجربهٔ افسردگی، ظاهر بسیار عادی، فعال و حتی موفقی دارند. آنها با لبخند و انرژی ظاهری در زندگی روزمره پیش می‌روند و احساسات واقعی‌شان را پشت یک نقاب شاد پنهان می‌کنند.

۳. ترس از سربار کردن دیگران:
افراد افسرده ممکن است فکر کنند اگر دردهایشان را مطرح کنند، باعث ناراحتی یا فشار برای اطرافیان می‌شوند. آنها می‌ترسند که احساساتشان بیش از حد باشد یا اطرافیان را خسته کند، بنابراین تصمیم می‌گیرند در سکوت رنج بکشند. در حالی که معمولاً عزیزانشان بسیار مایل‌اند که در صورت اطلاع، آنها را حمایت کنند.

۴. ناآگاهی یا انکار:
برخی افراد حتی متوجه نیستند که افسرده‌اند، یا به دلیل شرم و خجالت احساساتشان را انکار می‌کنند.
آنها ممکن است با خود بگویند:
«فقط یک دورهٔ سخت است.»
«احساساتم مهم نیست.»
این نبودِ آگاهی باعث می‌شود برای کمک گرفتن اقدام نکنند.


چرا دانستن دلیل این پنهان‌کاری مهم است؟

درک اینکه چرا افسردگی پنهان می‌شود، به ما کمک می‌کند با مهربانی و بدون قضاوت در مورد آن صحبت کنیم. وقتی افراد احساس امنیت کنند، راحت‌تر احساساتشان را بیان می‌کنند. به این ترتیب می‌توانیم:

  • انگ اجتماعی پیرامون افسردگی را کاهش دهیم،
  • افراد در حال رنج را بهتر حمایت کنیم،
  • و مانع از تداوم سکوت و رنج پنهان شویم.

چرا تشخیص افسردگی پنهان مهم است؟

اگر افسردگی پنهان درمان نشود، ممکن است:

  • شدیدتر شود
  • احتمال افکار خودکشی را بیشتر کند
  • بیماری‌های جسمی را بدتر کند
  • عملکرد کاری، تحصیلی و روابط فرد را مختل کند

تشخیص زودهنگام افسردگی پنهان می‌تواند از مشکلات بزرگ‌تر در آینده جلوگیری کند. افراد به حمایت نیاز دارند، قبل از آنکه دردهای پنهان‌شان بیش از حد سنگین و غیرقابل‌تحمل شود.

در ادامه پنج خطر اصلی مرتبط با این نوع افسردگی بیان شده است:

۱. افسردگی تشخیص داده نمی‌شود.
افراد ممکن است سال‌ها در سکوت و بدون دریافت درمان یا حمایت مناسب رنج بکشند.

۲. افسردگی درمان‌نشده با گذشت زمان بدتر می‌شود.
اگر افسردگی درمان نشود، شدت آن افزایش می‌یابد.
نشانه‌هایی مثل غم شدید، دردهای جسمی، مشکلات خواب و از دست دادن علاقه به فعالیت‌های لذت‌بخش می‌توانند شدیدتر شوند.
زندگی روزمره به‌تدریج دشوارتر می‌شود.

۳. افزایش خطر افکار و رفتارهای خودآسیب‌رسان.
یکی از نگران‌کننده‌ترین خطرها افزایش ریسک بروز افکار مرتبط با آسیب به خود است.
فرد افسرده ممکن است احساس تنهایی، ناامیدی یا گیر افتادن داشته باشد، که می‌تواند او را در برابر این افکار آسیب‌پذیرتر کند.

۴. آسیب به روابط.
فرد ممکن است از فعالیت‌های اجتماعی کناره‌گیری کند، تحریک‌پذیر یا عصبانی شود و نتواند احساساتش را بیان کند.
این وضعیت می‌تواند باعث سوءتفاهم، تعارض و فشار در روابط شخصی و کاری شود.

۵. تأثیر منفی بر سلامت جسمی.
افسردگی فقط سلامت روان را تحت تأثیر قرار نمی‌دهد، بلکه روی بدن نیز اثر می‌گذارد.
افسردگی درمان‌نشده می‌تواند خطر بیماری‌هایی مانند بیماری قلبی، دیابت، سکته، پوکی استخوان و آلزایمر را افزایش دهد.
همچنین ممکن است بیماری‌های مزمن موجود را تشدید کند و سلامت عمومی را بدتر کند .


بنابراین، برداشتن گام‌های عملی برای جلوگیری از این خطرات بسیار مهم است ، از جمله مراجعه به متخصص، گفتگو با دوستان یا خانواده و ایجاد یک شبکه حمایتی امن.


برای غلبه بر افسردگی پنهان چه کنیم ؟

غلبه بر افسردگی پنهان نیازمند رویکردی چندوجهی است که خودآگاهی، خودشفقت‌ورزی، ذهن‌آگاهی، تکنیک‌های شناختی–رفتاری، درمان‌های مبتنی بر هنرهای بیانی و حمایت اجتماعی را در بر می‌گیرد. با پذیرفتن این راهبردها و تعهد به مسیر درمانی خود، افراد می‌توانند از محدودیت‌های کمال‌گرایی رها شوند و اصالت و رفاه روانی خود را بازیابند.

۱. پرورش خودآگاهی و خودشفقتی

گام اول، شناخت و پذیرش احساسات واقعی است. فرد باید یاد بگیرد:

  • آسیب‌پذیر بودن نشانه ضعف نیست
  • احساسات حق طبیعی انسان هستند
  • می‌تواند با مهربانی بیشتری با خود رفتار کند

۲. نقش ذهن‌آگاهی و پذیرش

تمرین‌هایی مانند:

  • مدیتیشن
  • اسکن بدن
  • مشاهدهٔ افکار بدون درگیر شدن با آن‌ها

به فرد کمک می‌کند آرام‌تر، آگاه‌تر و پذیراتر باشد.

۳. تکنیک‌های شناختی–رفتاری (CBT)

این روش‌ها به فرد کمک می‌کند:

  • افکار منفی و کمال‌گرایانه را شناسایی کند
  • الگوهای فکری ناسالم را بازسازی کند
  • دیدگاهی واقع‌بینانه‌تر نسبت به خود ایجاد کند

۴. درمان‌های مبتنی بر هنر و خلاقیت

نوشتن، نقاشی، موسیقی و سایر شیوه‌های هنری می‌توانند راهی برای بیان احساسات سرکوب‌شده باشند.

۵. اهمیت ارتباط و حمایت اجتماعی

در مسیر بهبود:

  • صحبت با دوستان یا خانواده
  • مراجعه به متخصص سلامت روان
  • عضویت در گروه‌های حمایتی

می‌تواند حس تعلق و درک شدن را تقویت کند.

اگر به دنبال بهترین متخصصین روانپزشک و روانشناس هستید به سامانه نوبت دهی آنلاین آیم طب مراجعه کنید .

 

گرد آورنده
الهام عباسپور
منبع
https://medium.com/www.holisticdirectory.co.nz

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا