۱۴ نکته برای اینکه با یک فرد خودشیفته چگونه برخورد کنیم ؟
درک نحوه برخورد با یک فرد خودشیفته میتواند به شما در مدیریت رفتارهای سمی آنها و محافظت از خود کمک کند.

محافظت از سلامت روانی و عاطفی خود هنگام برخورد با یک فرد خودشیفته بسیار مهم است. این افراد که اغلب فاقد همدلی هستند و با حس خودبزرگبینی هدایت میشوند، با دستکاری روانی و کنترل دیگران رشد میکنند. رفتار آنها میتواند شما را دچار سردرگمی، فرسودگی و ناتوانی کند. با این حال، درک نحوه برخورد با یک فرد خودشیفته میتواند به شما در مدیریت این رفتارهای سمی، محافظت از خود و بازیابی کنترل کمک کند.
نشانههایی که نشان میدهد با یک فرد خودشیفته سر و کار دارید
اختلال شخصیت خودشیفته (NPD) یک وضعیت پیچیده سلامت روان است که با تکبر، خودبزرگبینی و نیاز بیش از حد به توجه مشخص میشود. این علائم در طیفی از شدت وجود دارند و بسته به نوع خودشیفتگی، به طور متفاوتی بروز میکنند. با این حال، هنگام برخورد با یک فرد خودشیفته، متوجه رفتارها و نگرشهای ثابتی خواهید شد.اختلال شخصیت خودشیفته (NPD) یک اختلال روانی پیچیده است که با تکبر، خودبزرگبینی و نیاز بیش از حد به توجه مشخص میشود. نشانههای یک فرد خودشیفته میتواند شامل موارد زیر باشد:
- تلاش برای منزوی کردن شما
- به چالش کشیدن واقعیت شما یا تحت تاثیر قرار دادن شما
- سرزنش شما برای هر مشکلی
- زیر نظر گرفتن دوستان و محل زندگی شما
- فرافکنی نقصهای آنها به شما
- کم اهمیت جلوه دادن نظرات و نیازهای شما
- داشتن نگرش متکبرانه یا مغرورانه
- سوء استفاده از شما یا دیگران برای منافع شخصی
- باور به منحصر به فرد و خاص بودن
- اغراق در دستاوردهای خود
- حسادت به شما و دیگران
- فقدان همدلی

افراد خودشیفته در روابط چگونه هستند ؟
از 0٪ تا 6.2٪ افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته، 50٪ تا 75٪ مرد هستند. در حالی که این اختلال شخصیت نادر است، مواجهه با فردی که خودشیفته است میتواند ناراحت کننده و مشکل ساز باشد. به عنوان مثال، افراد خودشیفته همه چیز را در مورد خود جلوه میدهند ، آنها ممکن است وانمود کنند که برای منافع خود به دیگران علاقه دارند. افراد خودشیفته در روابط خود کاریزماتیک هستند و اغلب از تاکتیکهای دستکاری و بمباران عشق برای جذب شریک زندگی خود استفاده میکنند. آنها معمولاً پس از ملاقات با کسی برای حفظ رابطه، رفتاری عاشقانه از خود نشان میدهند، اما افراد خودشیفته نمیتوانند این رفتار را برای مدت طولانی ادامه دهند. افراد خودشیفته در نهایت با سوءاستفاده و کنترل مداوم شریک زندگی خود، چهره واقعی خود را نشان میدهند. فراموش کردن یک فرد خودشیفته دشوار است.
۱۴ نکته برای نحوه برخورد با یک خودشیفته
برخورد با یک خودشیفته ، چه عضو خانواده، دوست یا رئیس باشد ، به عزت نفس شما آسیب میرساند و میتواند شما را شکسته و ناامید کند. روابط با یک خودشیفته چرخهای بیپایان از دستکاریها است که با گذشت زمان بدتر میشود. در حالی که “کنار آمدن” با یک خودشیفته ممکن است غیرممکن به نظر برسد، میتوانید با حفظ آرامش، جستجوی حمایت و جدا شدن از او در صورت امکان، از خود محافظت کنید.
۱. خودشیفتگی را بیشتر بشناسید !
خودشیفتگی به روشهای مختلفی بروز میکند، اما دو نوع رایج از خودشیفتهها وجود دارد که باید از آنها آگاه باشید ؛ ((خودبزرگبین و آسیبپذیر) : خودشیفته خودبزرگبین اعتماد به نفس بالایی دارد، به دنبال توجه است و از خود مطمئن است. بهترین راه برای برخورد با خودشیفتههای خودبزرگبین این است که آنها را در تیم خود قرار دهید و به آنها نقش کلیدی بدهید. از سوی دیگر، خودشیفتههای آسیبپذیر منفعل-پرخاشگر هستند و عزت نفس پایینی دارند. به خودشیفتههای آسیبپذیر اطمینان خاطر دهید تا آنها را در انجام وظایفشان و کنترل احساساتشان نگه دارید. اگر تفاوت بین این دو خودشیفته را تشخیص دهید و به آموزش خود در مورد رفتار آنها ادامه دهید، میتوانید بهتر از خود در برابر دستکاری آنها محافظت کنید.

۲. تعیین و حفظ مرزهای محکم
افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته، عادت به عبور از مرزها دارند. آنها مشکلی با زیر پا گذاشتن و شکستن قوانین ندارند، زیرا قوانین «در مورد آنها صدق نمیکند». با این حال، آنها مرزهای خود را نزدیک و عزیز نگه میدارند. هنگامی که با این افراد درگیر میشوید، مطمئن شوید که مرزها را تعیین میکنید و با جدیت آنها را حفظ میکنید. آنچه را که میپذیرید و نمیپذیرید بیان کنید و تردید نکنید. هر گونه شکافی در بنیان شما، دعوتی برای نقض و عبور از مرزهایتان است. از خودتان دفاع کنید، مرز خود را دوباره بیان کنید، رفتارهای غیرقابل قبول آنها را تصدیق کنید و در صورت نیاز به آنها پاسخ دهید.
۳. به جای واکنش، پاسخ دهید
واکنش به تاکتیکهای فریبکارانه فرد خودشیفته با شوک، ناباوری، خشم و حتی درد همراه است. با این حال، این واکنشها، منبع خودشیفتگی را تقویت میکنند و تعامل با افراد خودشیفته را چالشبرانگیزتر میکنند. هنگام برخورد با یک فرد خودشیفته، روی مسائل فعلی تمرکز کنید و از انحراف یا فرافکنی آنها خودداری کنید. بازگرداندن توجه به مشکل، مانع از آن میشود که فرد خودشیفته مکالمه را به انحصار خود درآورد یا موضوع را تغییر دهد. آگاهانه و با توجه به کلمات خود عمل کنید و عباراتی را یاد بگیرید که هنگام تلاش برای تعامل، فرد خودشیفته را خلع سلاح کنید.
۴. مراقب رفتارهای تحریکآمیز باشید
افراد خودشیفته، سعی میکنند تا واقعیت خود را تحریف کنند و حافظه خود را زیر سوال ببرند. این نوع سوءاستفاده از خودشیفتگی ممکن است در ابتدا نامحسوس باشد، اما میتواند منجر به عواقب طولانی مدت شود. یک فرد خودشیفته ممکن است بگوید که شما پارانوئید هستید، بیش از حد واکنش نشان میدهید یا چیزها را به اشتباه به خاطر میآورید. صرف نظر از این، به یاد داشته باشید که احساسات شما همیشه معتبر هستند. توجیه تحریکآمیز خودشیفته با بهانه تراشی برای این رفتار میتواند آسان باشد. اما، تشخیص علائم دستکاری میتواند به شما کمک کند در صورت لزوم بهتر با یک فرد خودشیفته برخورد کنید.
۵. از افراد خودشیفته انتظار عمل به جای وعده و وعید داشته باشید
افراد خودشیفته در برنامهریزی برای آینده عالی هستند، اما به ندرت به وعدههای خود عمل میکنند. بهترین راه برای پاسخگو نگه داشتن افراد خودشیفته، مواجهه مستقیم با فریبکاری است. هنگام مواجهه با یک فرد خودشیفته، به آنها یادآوری کنید که هنگام مواجهه با یک فرد خودشیفته، تعهد او و اینکه دیگران به این قول متکی هستند (به بازی گرفتن غرور او) را به او یادآوری کنید. تا زمانی که فرد خودشیفته مسئولیت خود را انجام نداده است، هیچ درخواستی را برآورده نکنید.
۶. مکالمه را کوتاه نگه دارید
افراد خودشیفته در تسلط و کنترل مکالمات بسیار خوب هستند. این نوع رفتار به آنها قدرت نفوذ میدهد زیرا فضای کمی برای رساندن منظور یا به اشتراک گذاشتن نظرات شما باقی میگذارد. بحثها را کوتاه و متمرکز نگه دارید و وقتی فرد خودشیفته از بحث منحرف میشود، مکالمه را تغییر مسیر دهید. اگر مکالمه یک طرفه باقی ماند، آن را پایان دهید و به بحث بعدی بروید. در نهایت، مهم است که تشخیص دهید که بیشتر موقعیتها با یک فرد خودشیفته حل نشده باقی میمانند.
۷. اگر مجبورید در کنار آنها باشید، با علاقه رفتار کنید
اگر با یک رئیس یا شخصیت مقتدر خودشیفته سر و کار دارید، گاهی اوقات بهتر است وانمود کنید که مجذوب حرفهای او هستید. لازم نیست موافقت یا مخالفت کنید. میتوانید با این جملات پاسخ دهید: «جالب به نظر میرسد»، «دربارهاش بیشتر توضیح بده» یا «چطور میخواهی آن را اجرا کنی؟» اگر همکار خودشیفتهای است، میتوانید به او بگویید که خیلی سرتان شلوغ است یا بگویید: «دوست دارم صحبت کنم، اما باید تا آخر روز این کار را انجام دهم.»
۸. به خودتان یادآوری کنید که شما مقصر نیستید
یک فرد خودشیفته ممکن است شما را به خاطر هر چیزی که مانع از انجام خواستههایش میشود، سرزنش کند. به یاد داشته باشید که مرزهای شما مهم هستند، از جمله تعیین محل شروع و پایان مسئولیتهایتان. وقتی سعی میکنند مسئولیتپذیری را به شما تحمیل کنند، آن را نپذیرید یا تسلیم دستکاریهای آنها نشوید.
9. روی نیازهای خودتان تمرکز کنید
افراد خودشیفته به توجه نیاز دارند ، مهم نیست چقدر به آنها توجه کنید، هرگز کافی نخواهد بود. با این حال، میتوانید با تمرکز روی نیازها، اهداف و خواستههای خود، مسیر را تغییر دهید. به یاد داشته باشید که برداشت آنها شما را تعریف نمیکند. به نقاط قوت خود توجه کنید، از خودباوری برای افزایش اعتماد به نفس خود استفاده کنید و مطمئن شوید که برای مراقبت از خود وقت دارید.
10. یک سیستم پشتیبانی سالم ایجاد کنید
همه انسانها به ارتباط و اجتماع نیاز دارند. انزوا یک عامل خطر برای افسردگی است و عدم حمایت میتواند شما را از ترک یک رابطه سمی باز دارد. افراد خودشیفته همچنین در انزوا بهتر میتوانند شما را کنترل کنند. روابط خود را با کسانی که از شما حمایت میکنند و به شما احساس امنیت میدهند، در اولویت قرار دهید.
۱۱. عزت نفس خود را تقویت کنید
افراد خودشیفته از کسانی که عزت نفس پایینی دارند تغذیه میکنند. هنگام برخورد با یک خودشیفته، ایجاد یک تصویر سالم از خود و عشق به خود به شما کمک میکند تا از دستکاری شدن در امان باشید. علاوه بر این، یک حس پایدار از خود به شما امکان میدهد مکانیسمهای مقابلهای را برای دفاع از خود در مواجهه با خودشیفتگی توسعه داده و اتخاذ کنید.
۱۲. مهارتهایی را برای حفظ آرامش و خونسردی تمرین کنید
استفاده از مهارتهای آرامشبخش میتواند در حال حاضر طاقتفرسا یا چالشبرانگیز به نظر برسد، اما هر چه بیشتر تمرین کنید، این کار آسانتر میشود. خونسردی در طول یک بحران یا موقعیت استرسزا، پاسخهای استرس بدن شما را تقویت میکند. مدیریت یک فرد خودشیفته زمانی بهتر انجام میشود که ابزارهای قابل دسترس و عملی را برای مدیریت استرس به کار بگیرید.

۱۳. تشخیص دهید چه زمانی به کمک نیاز دارید
از آنجایی که سوءاستفاده از خودشیفتگی میتواند نامحسوس باشد، شناسایی زمان وقوع آن ممکن است چالشبرانگیز باشد. افتادن در چرخه سوءاستفاده از خودشیفتگی و احساس گرفتار شدن بدون راه خروج میتواند آسان باشد. نشانههایی که ممکن است نیاز به کمک حرفهای داشته باشید، از رابطهای به رابطه دیگر متفاوت است. با این حال، اگر دچار شک به خود یا زیر سوال بردن ارزش خود هستید، درمان مفید است. بهبودی میتواند یک فرآیند طولانی باشد و انتخاب یک درمانگر میتواند زمانبر باشد، اما بهبودی ارزش تلاش را دارد.
14. تشخیص دهید که فرد خودشیفته نیز به کمک نیاز دارد
برخورد با یک فرد خودشیفته ناامیدکننده و ناراحتکننده است. اما در زیر ظاهر متکبر آنها، فردی با عزت نفس پایین و ناامنیهای ریشهدار وجود دارد. مورد آزار قرار گرفتن هرگز تقصیر شما نیست، اما فرد خودشیفته احتمالاً با آسیبهای حل نشده خود زندگی میکند. بهترین راه برای کمک به یک فرد خودشیفته، تشویق او به مراجعه به درمان است. افراد خودشیفته به دلیل اجتناب از درمان بدنام هستند، اما اگر از علائم افسردگی یا سایر بیماریهای روانی رنج ببرند، ممکن است پذیرای آن باشند. درمان خودشیفتگی آسان نیست، اما درمانگران آموزشدیده در وب سایت آیم طب میتوانند کمک کنند تا خودشیفته بودن را کنار بگذارد.
چه زمانی باید یک رابطهی خودشیفته را ترک کرد؟
افراد خودشیفته، فریبکاران ماهر و استاد فریب هستند. خودشیفتهها از تاکتیکهایی مانند تحقیر، بمباران عشق، فرافکنی و سایر الگوهای رابطهی خودشیفته برای کنترل رابطه استفاده میکنند، حتی زمانی که شما در تلاش برای ترک آن هستید.
اگر احساس سردرگمی میکنید یا برای یافتن کلمات برای توضیح آنچه اتفاق میافتد مشکل دارید، ممکن است زمان پایان دادن به رابطه با یک خودشیفته فرا رسیده باشد. ارزش ندارد که با ماندن در رابطهای که نیازهای شما را برآورده نمیکند، از خود یا ارزش خود غافل شوید. سندرم سوء استفادهی خودشیفته واقعی است و میتواند تأثیرات ماندگاری بر فرد داشته باشد .در زیر نشانههایی وجود دارد که ترک یک رابطهی خودشیفته را ضروری میکند:
- اگر در یک رابطهی عاشقانه با یک خودشیفته هستید، ممکن است او دائماً این حس را در شما ایجاد کند که «به اندازهی کافی خوب نیستید» و شما را مجبور به ماندن کند.
- اگر یک مادر یا مادرشوهر خودشیفته دارید، ممکن است با شما رقابت کند، خودش را با شما مقایسه کند یا دائماً خود را قربانی نشان دهد.
- اگر با یک رئیس خودشیفته سر و کار دارید، ممکن است حق به جانب رفتار کند و هرگز هیچ بازخورد مثبتی به شما ندهد (اما از شما انتظار داشته باشد).
- اگر یک خودشیفتهی اجتماعی را میشناسید، ممکن است فکر کند که سخاوتمند و نوعدوست است، با وجود اینکه مطمئن میشود در مرکز توجه باقی میماند.
چه کارهایی را نباید هنگام برخورد با یک خودشیفته انجام داد ؟
فهمیدن چگونگی برخورد با یک خودشیفته میتواند مانند آماده شدن برای نبرد باشد. شما هرگز نمیتوانید بدون بحث، حرف خود را بزنید. اگر نکته ای مطرح کنید، آنها نظر شما را مورد انتقاد قرار میدهند یا دیگران را به خاطر اعمالشان سرزنش میکنند. بنابراین، دانستن اینکه هنگام برخورد با یک خودشیفته چه کارهایی نباید انجام دهید، جنبه مهمی از این فرآیند است. در اینجا مواردی وجود دارد که باید هنگام برخورد با یک خودشیفته از آنها اجتناب کنید:
به آنها نگویید که اشتباه میکنند
خودشیفتهها هرگز اشتباه نمیکنند ، آنها حتی وقتی با حقایقی روبرو میشوند که نظرشان را بیاعتبار میکند، موضع خود را حفظ میکنند. آنها راههایی برای ایجاد حفره در شواهد شما پیدا میکنند. با این حال، میتوانید به طور غیرمستقیم به یک خودشیفته بگویید که اشتباه میکند. به عنوان مثال، میتوانید بگویید: “نکته خوبی را مطرح میکنید، اما من مسائل را متفاوت میبینم” یا “من آن را به یاد نمیآورم.”
تسلیم شدن وقتی که آنها محدودیتهای شما را زیر پا میگذارند
مرزهای خود را به خاطر بسپارید، اما بدانید که یک خودشیفته هرگز به آنها احترام نخواهد گذاشت. آماده باشید که خودشیفته بیش از آنچه شما مایل به دادن آن هستید، درخواست کند و همیشه موضع خود را حفظ کنید.
دروغگو خواندن آنها
خودشیفتهها عاشق گفتن داستانهای بلند در مورد دستاوردهای خود هستند. هرگونه چالشی در مورد اعمال آنها، غرور آنها را تضعیف کرده و آنها را در حالت تدافعی قرار میدهد. پافشاری بر نکتهی خود، فقط اوضاع را بدتر میکند. در عوض، سعی کنید بگویید: «این داستان شماست که باید تعریف کنید.» شوخطبعی نیز در برخورد با این موقعیتها مفید است.
پرسیدن: «مشکلت چیست؟» برای آنها ناخوشایند است
هیچکس دوست ندارد از او پرسیده شود: «مشکلت چیست؟» این کار ناخوشایند است و شما را به حالت تدافعی میبرد. این موضوع برای یک خودشیفته حتی بیشتر صدق میکند، زیرا آنها «از هر نظر کامل» هستند. غرور شکننده و عزت نفس پایین آنها در قلب خودشیفتگی آنهاست. با این حال، خودشیفتهها میخواهند درک و دوست داشته شوند، بنابراین انتخاب دقیق کلمات در این موقعیتها مفید خواهد بود. دلسوز باشید. بپرسید که آیا نیاز به صحبت یا ابراز وجود دارند یا خیر.
مواجههی مستقیم با آنها اشتباه است
خودشیفتهها نسبت به انتقاد بسیار حساس هستند، بنابراین سرزنش کردن آنها به ندرت مفید است. آنها ممکن است با خشم خودشیفتهوار یا تلاشهای اضافی برای دستکاری روانی شما واکنش نشان دهند. در عوض، سعی کنید تا حد امکان بازخورد منفی را به عنوان تعریف و تمجید در نظر بگیرید. فقط در موارد ضروری و در حجم کم، رفتار آنها را به چالش بکشید. در مواقع دیگر، بهتر است از بحث خارج شوید.
به آنها نگویید چگونه کاری را انجام دهند
خودشیفتهها هر نوع انتقادی را به عنوان یک حمله شخصی میبینند. آنها بازخورد را به عنوان کسی که آنها را تحقیر میکند یا تواناییهای آنها را به چالش میکشد، میبینند. یک خودشیفته ساکت میشود، به شما میگوید خودتان این کار را انجام دهید یا میگوید: “از من چیزی نپرسید.” آنها احساس میکنند کار اشتباهی انجام دادهاند و هر اشتباهی عزت نفس آنها را خرد میکند. کار تیمی بزرگترین دارایی شما در این سناریو است. به جای پیشنهاد راه بهتر برای انجام کاری، رویکرد متفاوتی ارائه دهید. همچنین میتوانید بگویید: “من نمیدانستم که میتوانی این کار را به این روش انجام دهی. من معمولاً…”
بحث با آنها بی فایده است
خودشیفتهها از توجه بهره میبرند. با بحث با آنها، شما به آنها غذا میدهید ، نبردهای خود را عاقلانه انتخاب کنید و به یاد داشته باشید که یک خودشیفته باید حق داشته باشد. تلاش برای متقاعد کردن آنها در مورد چیزی که با آن مخالفند، ارزش وقت گذاشتن ندارد.
انتظار نداشته باشید که آنها دیدگاه شما را ببینند
اگر از یک خودشیفته انتظار داشته باشید که به نظر یا دیدگاه شما احترام بگذارد، فقط ناامید و سرخورده خواهید شد. در ذهن آنها، فقط یک راه برای انجام کاری وجود دارد – راه خودشان. خودشیفتهها فقط روی خود و نیازهایشان تمرکز میکنند، بنابراین تلاش برای توضیح طرز فکر شما بیفایده است.
انتظار ارتباط قوی نداشته باشید
یک خودشیفته برای کنترل، دستکاری و تسلط بر دیگران زندگی میکند. اغلب، آنها از روشهای ظریفی برای دستیابی به این قدرت استفاده میکنند. پرخاشگری منفعلانه و فرافکنی از بهترین سلاحهای آنها هستند، بنابراین انتظار نداشته باشید که آنها با شما مستقیم باشند. آنها به طور مداوم به طور غیرمستقیم ارتباط برقرار میکنند تا مطمئن شوند که دست بالا را دارند.
بازنگری مسائل قدیمی
افراد خودشیفته وقتی مورد انتقاد قرار میگیرند، به راحتی شرمنده میشوند. مطرح کردن گذشته فقط احساسات مشابهی را برمیانگیزد. باز کردن زخمهای قدیمی فقط باعث استرس و آسیب بیشتر میشود. بهتر است گذشته را در گذشته رها کنید زیرا افراد خودشیفته به ندرت تغییر میکنند.
درمان خودشیفتگی چگونه است ؟
در حالی که درمانهای خاصی برای اختلال شخصیت خودشیفته وجود ندارد، بسیاری از انواع آن میتوانند مفید باشند. میزان ترک درمان، عدم رعایت درمان، مقاومت و حالت تدافعی شایعترین موانع درمان NPD هستند. هیچ درمانی برای خودشیفتگی وجود ندارد، اما درمان میتواند به یک فرد خودشیفته کمک کند تا علائم خود را کاهش داده یا مدیریت کند. درمانهای اختلال شخصیت خودشیفته ممکن است شامل موارد زیر باشد:
- درمان شناختی رفتاری (CBT): CBT یک درمان ساختار یافته است که برای کمک به افراد در تنظیم الگوهای تفکر و ایجاد تغییرات رفتاری استفاده میشود. CBT میتواند به آنها در رسیدن به اهداف و بهبود سطح عملکردشان کمک کند.
- درمان بین فردی فراشناختی (MIT): در MIT، مراجعین یاد میگیرند که چگونه با معرفی مهارتهای خاص برای کمک به تنظیم احساسات، بهبود تصمیمگیری و برقراری ارتباط مؤثرتر، به احساسات منفی بهتر پاسخ دهند.
- درمان رفتاری دیالکتیکی (DBT): DBT به مراجعین مهارتهای ذهن آگاهی، تحمل پریشانی و ارتباط بین فردی را آموزش میدهد تا احساسات را مدیریت و تنظیم کنند. افراد مبتلا به NPD میتوانند از این مهارتها برای کنترل خشم و سایر احساسات منفی استفاده کنند.
- درمان روانکاوی: در این نوع درمان، فرد مبتلا به NPD تجربیات گذشته را بررسی میکند تا بفهمد چه چیزی ممکن است در رفتارهای خودشیفتهاش نقش داشته باشد. یک درمانگر همچنین به او کمک میکند تا فرضیات یا باورهایی را که در مورد خودش دارد و این رفتارها را تداوم میبخشد، شناسایی کند.
- خانواده درمانی: در خانواده درمانی، یک درمانگر آموزش دیده بر روی مشکلاتی که بر روابط خانوادگی تأثیر میگذارند تمرکز میکند تا مسائل فردی فرد خودشیفته.
- زوج درمانی: زوج درمانی باید با احتیاط انجام شود، زیرا افراد خودشیفته اغلب در مقابل یک درمانگر ظاهرسازی میکنند. با این حال، زوج درمانی، همراه با درمان فردی، میتواند به فرد خودشیفته کمک کند تا اختلالی را که اعمالش در رابطه ایجاد میکند، درک کند.
- طرحواره درمانی: طرحواره درمانی به افراد مبتلا به NPD کمک میکند تا باورهای قدیمی، بیفایده و محدودکنندهای را که در مورد خود، دیگران و جهان دارند، تغییر دهند. در طول جلسات، مراجع تلاش میکند تا اثرات آسیبهای گذشته را شناسایی و درمان کند، حالت تدافعی را کاهش دهد و روشهای پاسخ به محرکها را بیاموزد.
- گروه درمانی: گروه درمانی میتواند به افراد خودشیفته در بررسی باورهای درونی خود و یادگیری نحوه دریافت بازخورد به روشهای سالم کمک کند.
آیا یک خودشیفته میتواند تغییر کند؟
یک خودشیفته میتواند تغییر کند، اما این فرآیند تنها در صورتی امکانپذیر است که فرد خودشیفته صادق و مایل به تغییر باشد.صفات، علائم و دفاعهای منفی خودشیفته آنها میتواند بیشتر در درمان اختلال ایجاد کند. برای ایجاد پیشرفتهای لازم، درمان گسترده فردی یا خانوادگی (و گاهی اوقات دارو) ضروری است.
با مراجعه به وب سایت نوبت دهی روانشناسی و روانپزشکی آیم طب از مشاوره با بهترین درمانگران ایران بهره مند شوید .



